سفارش تبلیغ
صبا ویژن



چشمان بارانم - شاه بیت

   

پریشانم! نمی دانم چرا امشب پریشانم
شب قدراست و قدرخویشتن را من نمی دانم

گرفتارم به طوفان بلای خود فریبی ها
دلم تنگ است و نالانم، دچار موج طوفانم

شبیه مرده ای در گورم و افتاده ام از پا
تنم زخمی است ازعصیان، به یغما رفته ایمانم

سراپا غرق اندوهم، شبیه طفل بی مادر
خطا کردم پشیمانم، ببین باران چشمانم

کویری تشنه ام غرق عطش،خشک و ترک خورده
ببار امشب،ببار ای عشق،من دلتنگ بارانم

7 مرداد 92

پی نوشت:
*- با تشکر از کمک و راهنمایی دوست خوبم آقای بنواری(مهاجر).
*- زبان حال هیچ گاه گفتنی نیست. . .اینها زبان قال است!



[نویسنده: احسان] [دوشنبه 92 مرداد 7]